مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

بایگانی

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

گفت‌وگو با شفقنا رسانه، درباره روزنامه‌نگاری صلح

با خروج آمریکا از برجام اهمیت انتشار اخبار و راه حل هایی برای کم اثر کردن تحریم ها و حفظ منافع و امنیت کشور بیش از همیشه به چشم می خورد.یکی از حوزه هایی که در این زمینه می تواند منبع خوبی برای ارائه راه های روشن باشد ،روزنامه نگاری صلح است که ارزش‌های ⁧ گفت‌وگو ⁩ و ⁧ راه‌حل‌گرایی را ⁩ ترویج کند. علی شاکر مدرس و دانشجوی دکتری ارتباطات  در گفت و گو با شفقنا رسانه معتقد است روزنامه‌نگاری صلح کار عجیب و غریبی نمی‌کند. دنبال نشان ندادن تلخی‌ها و درگیری‌ها هم نیست و نمی‌خواهد همه چیز را گل و بلبل نشان دهد. بلکه به میانه آتش سیاه منازعه‌ها نور می‌تاباند و مثلا نشان می‌دهد که طرف‌های درگیر در این ماجرا چه کسانی هستند. مثلا در حالی که روزنامه‌نگاری مرسوم(یا آنچه که گالتونگ و لینچ می‌گویند روزنامه‌نگاری خشونت‌محور) این منازعه را به ایران و آمریکا محدود می‌کنند، ولی روزنامه‌نگاری صلح این قصه را گسترده‌تر می‌بیند و نشان می‌دهد که کدام کشورها از این اختلاف سود می‌برند. روزنامه‌نگاری صلح به ریشه‌های اختلاف‌ها هم می‌پردازد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۱

دیشب دوستی از یک مقاله ریاضی‌طور می‌گفت. نویسنده به لحاظ فرمول‌های ریاضی حساب و کتاب کرده بود که با توجه به امکانات موجود کره زمین، افزایش جمعیت انسان و میزان غذا روی این کره خاکی، برای اینکه زندگی ادامه داشته باشد، باید دست‌کم پنج میلیارد نفر بمیرند.(چه طنز عجیبی برای ادمه زندگی باید مرد!) حالا منظور این نیست.

می‌گفت باز نویسنده با جزئیات توضیح داده که به خاطر کمبود منابع آب، جمعیت آسیا و شمال آفریقا به سمت اروپا می‌روند و آنجا را تخریب می‌کنند. جمعیت آمریکای لاتین نیز کعبه آمال‌شان ایالات متحده است و این سرزمین را تخریب خواهند کرد ولی پیشروی‌شان به کانادا نمی‌رسد. با این حساب فقط چند نقطه از دنیا می‌ماند برای زندگی آرام. یکی کانادا، یکی کشورهای اقیانوسیه(مثل استرالیا و زلادنو و...) خلاصه اینکه اگر می‌خواهیم فرزندان‌مان آرامش داشته باشند، باید به این سرزمین‌ها مهاجرت کنیم.

برایم جالب بود که حتی برای لحظه‌ای به رفتن فکر نکردم. به فرزند نداشته‌ام هم نیندیشیدم. به عزیزانم فکر کردم که نمی‌توانم بگذارم‌شان و بروم. ترجیح می‌دهم همین جا بمانم و از تشنگی، جنگ، قحطی، دزدی و تجاوز بمیرم ولی از اینجا نروم و کنار عزیزانم باشم. ترجیح می‌دهم اگر هم عزیزانم را به همین دلایل از دست دهم، اندکی بعد خودم هم نیست و نابود شوم.

آن قسمت‌های خوب عالم هم برای کسانی که حوصله زندگی آرام را دارند و امیدوارند. والله ما که متاسفانه هر جای دنیا باشیم فقط غصه‌ها دنبال‌مان می‌کنند. نمی‌شود دید و شنید و رنج نکشید. ما محکومیم به درد و البته که از این امر لذتی نمی‌بریم و به آن افتخار نمی‌کنیم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۰۰

برای من ماندن در فضای رسانه‌های اجتماعی شبیه گیج‌ خوردن وسط پیست رقص یک عروسی یا مهمانی بزرگ است که صدای بلندگوها نمی‌گذارد صدا به صدا برسد. نمی‌گذارد حتی حواست به رقص خودت باشد. با این تفاوت که بلندگوهای این میدان فقط و فقط «ناامیدی» را اکو می‌کنند. البته چاره‌ای هم ندارند. بس که مدام دست حماقت در این روزگار پیراهن نجابت، صداقت و معرفت را می‌دَرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۱۴