مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

بایگانی

رسانه‌های اجتماعی چه‌قدر در «توهم دانایی» کاربران و دولتمردان نقش دارند؟


در تاریخ ارتباط ایرانی شاید یکی از پر رهنمودترین سجایا توصیه به سکوت باشد. فردوسی می‌گوید: «ز دانش چو جان تو را مایه نیست/ به از خامشی هیچ پیرایه نیست» باب چهارم گلستان نیز از فواید خاموشی می‌گوید. اما این خاموشی ابعاد مختلفی دارد. از نگاه سعدی در بوستان که معتقد است گوهرشناسان راز «دهان جز به لؤلؤ نکردند باز» تا سکوت اخلاقی و عرفانی در مثنوی مولانا بگیرید و نگاه صائب که می‌گوید: «کثرت و تفرقه در عالم گفتار بُوَد/ که جهانی همه یک تن شود از خاموشی.»

فارغ از وجوه اخلاقی و عرفانی این نکات نغز باید از منظری اجتماعی نیز به این سکوت نگاه کرد. سکوتی که اتفاقا در تاریخ ادبیات ایران نیز نشانه‌هایی دارد. یعنی کم‌گویی گزیده‌گویی و نیفتادن در پرتگاه همه‌چیزدانی. اما «توهم دانایی» این روزها شاید بیش از همیشه تاریخ گریبانگیر انسان شده است. اینجاست که برخی به واسطه تخصص یا مسئولیتی خاص در یک رشته یا زمینه، فکر می‌کنند در بقیه حوزه‌ها نیز می‌توانند صاحب‌نظر باشند.

این خاصیت قدرت است که ما در وادی توهمات دانستن می‌اندازد. اگر حاکمان همیشه تاریخ از این حس به توهم «مرشد کامل» می‌رسیدند، اما حالا این قدرت در رسانه‌های اجتماعی و روابط شبکه‌ای با ما چنان می‌کند که گویی قطب عالم دانشیم. مهمتر از اینکه این رفتار چه تبعات بدی دارد، باید پرسید چرا و چگونه به اینجا رسیده‌ایم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۷ ، ۱۲:۰۳

سینما مستند چه‌قدر با واقعیت و روزنامه‌نگاری پیوند دارد؟


 برگزاری جشنواره سینماحقیقت کسانی را گرد هم می‌آورد که از دیدن واقعیت عریان لذت می‌برند. آدم‌ها، دغدغه‌ها، رفتارها، مکان و چیزها همگی از منظری واقعی و نه آغشته به قصه و افسانه روایت می‌شوند. واقعیتی که دست‌کم به اندازه فیلم‌های سینمایی داستانی برخاسته از خیال سازندگان آن نیست. به‌نوعی می‌توان گفت سینمای مستند نزدیکی بیشتری با کار روزنامه‌نگاری (به معنی اعم آن) دارد. فیلمسازان مستند از سرنخی کاملا واقعی و عینی شروع می‌کند و هرچند برای ادامه کار فیلمنامه دارند ولی این فیلمنامه قرار نیست چیزی از واقعیت بکاهد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۷ ، ۱۰:۳۲

 

مطالبه نکردن در بستری از توقع‌های فزاینده‌ و امکانات محدود، فقط به ناامیدی منجر می‌شود

 

دکتر رنانی در یادداشتی متخصصان و کارشناسان را برای رسیدن به «امید ملی» به «سکوت ملی» دعوت کردند و نتیجه گرفتند: «با سکوتِ ما هیچ چیزی از دست نمیرود و هیچ خبری نمی‌شود. جامعه ما بیش از نیاز به دانستن اخبار، نیازمند فرصت تفکر است، نیازمند فرصت گفت‌وگو و نیازمند فرصت برای آرامش است. ما جامعه‌ای ناصبور، ناآرام و نگران را داریم با انبوه خبرها و تحلیل‌های یأس‌آور بمباران می‌کنیم. فرصت بدهیم مردم تنفس کنند، فرصت بدهیم مردم آرامش بگیرند. در آرامش عقل‌ها هم بهتر کار می‌کنند.»

ساده‌اش این است که در هیاهو صدا به صدا نمی‌رسد و حتی حرف‌ها و راه‌حل‌های درست میان شلوغی و هیجان گم می‌شود. سکوت کنیم شاید این آرامش فرصتی شد برای تفکر. به نظر می‌رسد نسخه‌ای که این استاد دلسوز عرصه اقتصاد و توسعه مطرح می‌کنند با نارسایی‌هایی همراه باشد. چون راه‌حل نه در سکوت بلکه در واقعی‌سازی توقعات ذهنی ماست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۰:۲۹
سیگاری هستید؟ چقدر تماشای عکسِ ریه سیاه‌ از دود روی بسته سیگار باعث می‌شود تا از کشیدنش منصرف شوید؟ مگر پیام‌های رسانه‌ای و توصیه‌های اطرافیان نمی‌گوید نکشید؟ پس چرا باز هم سیگار می‌کشیم؟

برای کسانی که به تأثیر مطلق رسانه‌ها هنوز باور دارند همین یک مثال کافی است تا نشان دهد شیوه تأثیرگذاری رسانه به این سادگی‌ها نیست. سرگذشت رسانه‌ها، از یک جنبه تاریخ بررسی تأثیر آن است. اما این تأثیر چقدر است؟ هنوز به‌درستی نمی‌دانیم؛ چون سنجش میزان تأثیرگذاری این متغیر در رفتار ما بدون در نظر گرفتن متغیرهای واسط و مستقل دیگر قابل سنجش نیست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۶:۳۱

به بهانه اکران «مغزهای کوچک زنگ‌زده»؛ روایت‌های سینمایی از مسائل اجتماعی چه‌قدر منطبق با واقعیت‌هاست؟


شب‌ پایانی جشنواره سی‌وپنجم فیلم فجر، بهروز افخمی و عواملش در برنامه «هفت» از حجت‌الله ایوبی، معاون سینمایی آن زمان دعوت کردند. بحث تندی بین افخمی و ایوبی درگرفت سر اینکه فیلم‌های امسال تلخ است و کسی این فیلم‌های تلخ را نمی‌بیند و اقتصاد سینمای ایران زمین می‌خورد. پس از آن دعوا هم ایوبی کنار رفت و هم برنامه هفت را از تیم افخمی گرفتند. در واقع مهمتر از این دعوا، موضوع حساس آن بود که باعث شد مسئولان امر کلا صورت‌مسئله را پاک کنند. در این دعوا ایوبی در جایگاهی نبود که بگوید تلخی فیلم‌ها و فیلمنامه‌ها نه ناشی از سیاست‌های سینمایی، بلکه برخاسته از فضای ناامید جامعه (و به‌طبع فیلمسازان) است.

فیلمسازان اما با این بحث‌ها کاری ندارند و اصولا پیِ سرمایه‌گذار می‌گردند برای ساخت دغدغه خویش. پس نمی‌توان به آنان ایراد گرفت که چرا فقر، دروغ، خشم، تعصب، ناامیدی، خیانت و... را به تصویر می‌کشند.

البته هنر سینما از فروش 16 میلیارد تومانی کمدی‌ «هزارپا» در تابستان 97 خوشحال است ولی این دلیل نمی‌شود که رسانه سینما از جامعه اطراف خود دور بماند و دل خوش کند به خنده‌های سطحی مخاطبان. به‌طبع سینمای اجتماعی جشنواره سی‌وششم هم خالی از فیلم‌های جدی و تلخ نبود. یکی از مهمترین این‌ فیلم‌ها «مغزهای کوچک زنگ‌زده» هومن سیدی است. این فیلم گذشته از جایزه صداگذاری و فیلمنامه برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران هم شد. اما پرسش این یادداشت آن است که آیا تصویری که فیلمساز از فقر ارائه می‌دهد با واقعیت جامعه هماهنگ است یا نه؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۷ ، ۰۹:۳۹

چرا رسانه‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند افکارعمومی امروز جامعه ایران را از سرگشتگی نجات دهند؟


کسانی که اهل رسانه نیستند، آن را شبیه نیِ سحرآمیزی می‌دانند که با نواختنش می‌توان افکارعمومی را مسخ و با خود همراه کرد. ولی حاکمانی که ادعای شناخت رسانه دارند، بیشتر آن را شبیه بوق می‌بینند که هر چه صدایش بلندتر، تاثیرش بیشتر. در حالی که امروزه کاملا مشخص شده برای تاثیرگذاری یک پیام باید عوامل جانبی بسیار زیادی را سنجید. عواملی که کنترل آن به این سادگی نیست. این عوامل در زمینه یا بافتاری عظیم به نام فرهنگ جای می‌گیرند. بافتار (Context) شرایط حول یک پیام است که می‌تواند شکل و موقعیت ارزش‌های آن جامعه باشد. اینجاست که گذشته از پیام، مخاطب و شرایط مجرای ارتباطی بسیار اهمیت پیدا می‌کند.

 معمولا کسانی که پیام‌ها را می‌خواهند درون آمپول بریزند و به جامعه تزریق کنند، از این منظر به ارتباطات می‌نگرند. یعنی من پیامی مشخص (و البته درست و مثبتی) دارم و باید مراقب باشم و تمامی شرایط را بسنجم تا این پیام بی‌کم و کاست به شمای مخاطب برسد تا مناسب‌ترین پس‌فرست را اعلام کنید و هرآنچه من می‌خواهم انجام دهید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۰۱
نمی‌دانم اینکه در مواجهه با آدم‌ها خوبی‌های‌شان را ببینی، دوست‌شان داشته باشی، سعی کنی به آنان کمک کنی،‌ کنایه‌های‌شان را جدی نگیری یا اصلا متوجه نشوی، دیر به نامردی‌شان پی ببری و... ناشی از بیماری مهلک خوش‌بینی است یا فاجعه سادگی و حماقت...

البته جواب‌های کلی این ماجرا را خوب می‌دانم. ولی بگذارید جور دیگری به ماجرا نگاه کنیم؛ سال‌ها پیش صاحب‌خانه‌ای داشتیم که می‌گفت اگر گرگ هم نیستی باید ادای گرگ را در بیاوری. البته با زوزه‌هایش دهن ما را سرویس کرد اما نمی‌دانم گرگ بودن به استمرار حیات در جنگل زندگی منجر می‌شود؟ به نظر می‌شود. دست‌کم قانون طبیعت و اصل تنازع بقا همین را می‌گوید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۵

زنم هشت صبح باید با یک استاد دانشگاه مصاحبه کند. هفت‌ونیم اما زنگ گذاشته. بیدار شدم و خواستم به دستشویی بروم. تنبلی کردم. نزدیک هشت بلند شد و رفت تو اتاق‌ تا تلفن کند. دیشب پرسید باطری برای ویس‌ریکوردر داریم؟ گفتم نمی‌دانم. نکند بی‌باطری مانده باشد. نچ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۱


چرا کمپین نخریدن نمی‌توان موفق باشد؟

حتما که همه ما از گرانی و وضع بد اقتصادی شاکی هستیم. از هر گونه اقدامی هم که منجر به کاهش بحران شود استقبال می‌کنیم. از علی کریمی و کارزار نخریدن برای ارزان شدن نیز ممنونیم ولی فقط برای این کارزار لایک می‌زنیم. لایک زدن هیچ هزینه‌ای ندارد. این است که ما مبارزانی سست‌کوش و البته در فضای مجازی بسیار پرهیاهوییم. به دیگران می‌گوییم نخرید ولی خودمان از زیر لحاف روزمرگی‌ها جم نمی‌خوریم. این طبیعت مبارزه از طریق هشتگ و لایک است.

کریمی اقتصاددان نیست ولی عجیب است که گاهی برخی اقتصاددان‌ها و به‌اصطلاح آدم‌حسابی‌های آکادمیک بر موج پر‌خروش پوپولیسم سوار و همراه این کارزارها می‌شوند. در حالی که خوب می‌دانند چهار مولفه در شکل‌گیری یک رفتار نقش اساسی ایفا می‌کند.  اول «آگاهی» است. در اینجا نیاز نیست که کسی اطلاع‌رسانی کند. تورم به‌روشنی خودش را در هر خرید روزانه نشان می‌دهد. بله ما از این وضع راضی نیستیم ولی این آگاهی کافی نیست.

دوم «برآورد یا ارزیابی» است. ارزیابی من از شرکت در این کمپین چیست؟ اگر من نخرم همسایه‌ام نیز نمی‌خرد؟ «دیدید که نخریدیم و 50 تا پولدار رفتند کلی سکه خریدند و روی هر سکه یک میلیون تومان سود بردند.» با این ارزیابی بدبینانه آیا کمپین نخریدن می‌تواند موفق باشد؟  مولفه سوم «ربط» است. چه چیزی را نباید بخریم؟ با دارو و مواد غذایی چه کنیم؟ من اگر مواد غذایی نخرم، قیمت ماشین 250 میلیون تومانی پایین می‌آید؟ خب بیاید به گرسنگی من چه ربطی دارد؟ اگر من نخرم چقدر به نفع من می‌شود؟ چقدر به سود سرمایه‌داران؟ بنز S500 شش میلیاردی 60 میلیارد تومان هم بشود، به من «ربطی» ندارد؛ چون لَنگ 600 هزار تومانم.  مولفه چهارم «تمایز» است. تفاوت این کمپین با کارزاری که از مردم می‌خواست خودروی ایرانی گران نخرند چیست؟ یادتان هست که با وام‌های بلندمدت مردم برای پراید 20 میلیون تومانی صف کشیدند؟ چه تضمینی هست که این کمپین با کارزارهای پیشین متفاوت باشد؟ دغدغه‌مندی کریمی عزیز، قابل احترام است. ولی تا زمانی که نتوانیم به‌تدریج سرمایه اجتماعی از دست رفته را کمی بهبود ببخشیم و اعتماد اجتماعی را ارتقا دهیم، چنین کمپین‌هایی تنها به درد لایک زدن می‌خورد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۹:۴۰

آیا رسانه‌ها بر نگرانی‌های اجتماعی و آینده‌هراسی ما دامن می‌زنند؟



انسان رسانه‌ای شده امروز نه با حقیقت که با سایه آن مواجه است. او در اتاقی تاریک نشسته و مجبور است فقط دیوار پر از سایه روبه‌رو را نگاه کند. نه منبع نور را می‌تواند ببیند و نه اینکه بداند آنچه می‌بیند واقعا سایه چه چیزی است. راستش را بخواهید چندان هم مهم نیست که سایه‌باز کیست و سایه‌ها از چیست. تصویر روی دیوار مهم است که پیامی دارد. این روزها دست‌کم در رسانه‌های ایران به تمامی معنای این پیام «نگرانی از آینده» را می‌دهد. البته این نگرانی در رسانه‌های سایر نقاط جهان نیز موج می‌زند. ولی پرسش این است که این نگرانی فقط ناشی از دیدن تصویر سایه‌ها روی دیوار است یا اینکه شرایط خود اتاق هم در حالت هشدار و خطر است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۴۳