مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

بایگانی

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

گاهی می‌شه با یه آزمایش خیلی کوچیک خوبی یا بدی خودخواهی یا دیگرخواهی آدم‌ها رو کشف کرد. یه روش به‌شدت غیرعلمی و احساسی که برای من تا حالا حسابی جواب داده.

گاهی ماشین ندارید. کسی که هنوز با او آنچنان دوست نیستید شما را سوار ماشینش می‌کند. می‌گوید با شما هم‌مسیر است. نزدیکی‌های مقصد می‌گویی مرا همین‌جا پیاده کن، من می‌روم خودم. ولی او می‌گوید: می‌رسونمت...

و می‌رساند تو را دم در مقصد.

هنوز با یحیی دوست نشده بودم که با من چنین کرد. شاید هم این معیار خیلی شخصی من است. ولی کسی که حاضر است به‌خاطر یک آشنا از وقت، آسایش، زندگی و بنزین ماشینش بزند و تو را برساند، آدم قابل اعتمادی است.

یحیی این‌گونه بود...


از فکرش بیرون نمی‌آیم.

او با بیگانه‌ترین یارش، یعنی سکوت درآمیخت و ناگهان خاطره شد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۱۴

وقتی قورباغه هفت‌تیرکش می‌شود

صداوسیما حکم همسایه مردم‌آزاری را دارد که سال‌هاست با او قهریم. گاهی دم سال‌تحویل سلام کوتاهی به او می‌کنیم تا ادبی نشان دهیم، ولی وقتی می‌بینیم که او در عین قهر بودن با ما گاهی پیام‌های آزاردهنده می‌فرستد، ما نیز شکایت می‌کنیم. در واقع در این شکایت‌ها خودمان را آرام  و به این رسانه به اصطلاح ملی یادآوری می‌کنیم که چه‌قدر از کارهای پیشین و امروزی‌اش ناراحتیم.

 

مجری برنامه به یک شرکت‌کننده توهین می‌کند. هرکدام از ما با شرکت‌کننده همدلی می‌کنیم. تهیه‌کننده فیلمی رو می‌کند و می‌گوید که شرکت‌کننده نیز خودش بازیگر بوده، ولی کاربران بی‌اعتماد به رسانه‌ ملی بیشتر گُر می‌گیرند. هرچند بسیاری از کاربران نوک حمله را به سمت مجری برنامه گرفته‌اند و ویژگی‌های منفی او را نقد و هجو می‌کنند، ولی نباید فراموش کرد که این برنامه در بستر صداوسیما تولید شده است. جایی که شایعه‌ها دارد مدیرش را برکنار می‌کند و احتمالا مدیرانش مانده‌اند که چرا به هر سازی که می‌رقصند، همه اشکال می‌گیرند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۰۱

دشنام‌گویی پیشینه‌ای اندازه تاریخ دارد، ولی این دلیل بر اصالتش نیست

بریدن سر تفاهم با خنجرهای بددهن

 

وقتی احساسات و غزایز تندی مانند خشم، ترس، نفرست و امثال اینها با زبان بیان شوند فحش و نفرین خودش را نشان می‌دهد. اینجاست که نمی‌توان فرهنگ و زبان بدون فحش پیدا کرد. بنابراین غلبه احساس می‌تواند بر بارِ ناسزایِ زبان بیفزاید. حال ممکن است از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر تعداد کلمات رکیک متفاوت باشد. مثل پژوهش‌هایی که می‌گوید کانادایی‌ها بددهن‌تر از آمریکایی‌ها هستند. یا برخی از لهجه‌های فارسی ضرب‌المثل‌های روزانه‌شان نیز به الفاظ رکیک آغشته است.

 

پیچیدگی فهم ناسزا

محمد وحید دستگردی سال 1301 در مجله ارمغان مقاله‌ای نوشت با عنوان «ایران از فحش ویران است» و به نظر می‌رسد به همین وجه روانشناسانه کاربرد کلمات زشت در زبان توجه بایسته‌ای نکرده است. نویسنده معتقد است: «پس از اینکه بدست عرب تخم فحش و دشنام در مزرعه ایران پاشیده شد، دهقانان ایرانی نیز در حفاظت این زراعت به‌خوبی کوشیده و از آفات اراضی و سماوی محافظتش نمودند...»

این در حالی است که یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های دشنام را می‌توان در سخنان افراسیاب تورانی در زامیاد یشت اوستا، فقره 57 دید. افراسیاب که فر کیانی را نمی‌تواند بدست آورد دشنام می‌دهد که:«ایث ایث یئن اهمائی، من نتوانستم این فر را بربایم. فری که به اقوام ایرانی کنونی و بعد و به زرتشت پاک متعلق است.» در توضیح کلماتی که افراسیاب به دشنام بیان می‌کند پورداوود می‌نویسد که این‌ها «بایستی ناسزاهای افراسیاب تورانی باشد»(امید سالار، 1381: 348)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۲

یکی از خوبی‌های وبلاگ کم‌خواننده داشتن این است که می‌توانی براحتی یک جمله تند را علیه «جامعه نمایشی»  امروز بنویسی و کسی نخواند. اینکه در این جامعه مجازی و یا دنیای حقیقی خیلی از کاربرها عکس پروفایل‌ خود را عوض کردند و در اینستاگرام هم عکسی از پدر و کودکی خویش گذاشتند.

من خیلی کم پیش می‌آید با این موج‌های همگانی همراه شوم. اصلا به عمد این کار را می‌کنم. آن را یک نوع نمایش ریاکارانه همگانی می‌بینم که مملو از احساس است. احساسی که حتی به ساده‌ترین سوال‌های -حتی احساسی- خویش هم پاسخ نمی‌دهد. روز پدر است. ما همه پدر خویش را دوست داریم ولی نمی‌دانیم چرا این عشق را این طور متظاهرانه در یک روز ویژه ارائه می‌دهیم.

هیچ‌وقت نفهمیدم که چرا باید روز پدر یا مادر به این دو عزیز هدیه داد. بهتر بگویم اصلا روز پدر و مادر را نمی‌فهمم. شاید برای آنهاست که یادی کنند از این دو. این خیلی هم خوب است. ولی این کنش جمعی همان‌قدر که آبشخور نیکی و قدرشناسی سیراب می‌شود، همان‌قدر نیز زودگذر و سطحی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۴۵