مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

مدادسیاه

گا‌ه‌نوشته‌‌هایی درباره هنر و ارتباطات

بایگانی

فرزاد حسنی، صداوسیمای فشل و گم شدن اخلاق رسانه‌ای

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۰۱ ب.ظ

وقتی قورباغه هفت‌تیرکش می‌شود

صداوسیما حکم همسایه مردم‌آزاری را دارد که سال‌هاست با او قهریم. گاهی دم سال‌تحویل سلام کوتاهی به او می‌کنیم تا ادبی نشان دهیم، ولی وقتی می‌بینیم که او در عین قهر بودن با ما گاهی پیام‌های آزاردهنده می‌فرستد، ما نیز شکایت می‌کنیم. در واقع در این شکایت‌ها خودمان را آرام  و به این رسانه به اصطلاح ملی یادآوری می‌کنیم که چه‌قدر از کارهای پیشین و امروزی‌اش ناراحتیم.

 

مجری برنامه به یک شرکت‌کننده توهین می‌کند. هرکدام از ما با شرکت‌کننده همدلی می‌کنیم. تهیه‌کننده فیلمی رو می‌کند و می‌گوید که شرکت‌کننده نیز خودش بازیگر بوده، ولی کاربران بی‌اعتماد به رسانه‌ ملی بیشتر گُر می‌گیرند. هرچند بسیاری از کاربران نوک حمله را به سمت مجری برنامه گرفته‌اند و ویژگی‌های منفی او را نقد و هجو می‌کنند، ولی نباید فراموش کرد که این برنامه در بستر صداوسیما تولید شده است. جایی که شایعه‌ها دارد مدیرش را برکنار می‌کند و احتمالا مدیرانش مانده‌اند که چرا به هر سازی که می‌رقصند، همه اشکال می‌گیرند.

 

جواب این است که چون صداوسیما همه بندها را به خود وصل کرده. مخاطب داخل ایران نمی‌داند پایش را کجا بگذارد تا پایش به این نخ‌ها و بندها گیر نکند. مخاطب می‌داند که با نهادی انحصاری سر و کار دارد. با پول او این سازمان می‌چرخد، ولی باز هم پذیرفته‌ است که قرار نیست برنامه باب میل او پخش کند.

 

زشت بودنِ توهین و تحقیر، زمان و مکان نمی‌شناسد؛ یعنی این‌قدر مسئله روشنی است که در تمامی متن‌های مربوط به اخلاق رسانه‌ای جزو اصول اساسی است. در حالی که در رسانه‌های دنیا موضوع اطلاعات و سرگرمی در حال آمیزش بیشتر و بیشتر با هم‌اند، برخی از تحقیر بستری برای سرگرمی می‌سازند. بر فرض هم که حرف تهیه‌کننده درست و فرد شرکت‌کننده بازیگر است، آیا با تحقیر کردن یک فرد باید دیگران را سرگرم کرد؟ آن هم در رسانه‌ ملی؟  از این‌ها گذشته مثلا می‌شود در یک برنامه با طرف مقابل هماهنگ‌ کنیم که مجری به تو فحش می‌دهد ولی تو چیزی نگو. مردم هم که اعتراض کردند، بگوییم قبلا با او هماهنگ کرده‌ بودیم که به او فحش بدهیم! عمل فحش دادن و توهین زشت است و با هماهنگی‌های قبلی تطهیر نمی‌شود.

 

بله، زمانی همه کاربران خنده‌هایی از سر تعجب می‌کردند که چرا شرکت‌کننده در یک مسابقه مثلا به نام دیگر کامپیوتر می‌گویند«موس»، ولی آیا مجری حق دارد که از ناآگاهی شرکت‌کننده برای خنده مخاطبانش استفاده کند؟

اگر واقعا این فیلم پشت‌صحنه درست باشد که اوضاع خیلی بدتر است؛ چون نشان می‌دهد تحقیر به شکلی سازمان‌یافته دارد در شبکه‌ای سراسری پخش می‌شود. احتمالا تهیه‌کننده نیز برای ثانیه‌ به ثانیه آن پول خوبی می‌گیرد.

 

مهم نیست که فرزاد حسنی چه‌قدر خودشیفته است. مهم نیست که فیلم پشت صحنه راست است یا دروغ، مهم این است که از سازمانی متعلق به تک‌تک مردم برنامه‌هایی پخش می‌شود که مردم خودشان را آنجا نمی‌بینند. چون در این رسانه چهره برخی بی‌اخلاقی‌های رسانه‌ای آشکارا و با افتخار به نمایش در می‌آید، ولی مثلا نمایش چهره ساز ممنوع است و آوردن اسم شجریان‌ قباحت دارد.

 

در بلبشوی شهری بی‌کلانتر شلوغ و در ساختاری فشل به قول قدیمی‌ها قورباغه هفت‌تیرکش می‌شود. صداوسیما باید اصلاحاتی اساسی در خود به وجود بیاورد و ابتدا خیلی از قید و بندهای ممیزی و موانع من‌درآوردی را از ساختارهای خویش بزداید. آن زمان می‌شود از رعایت اصول اخلاق رسانه‌ای در صداوسیما سخن گفت. ولی امروز جز نمایش تحقیر انتظاری از آن نیست.


این یادداشت را برای روزنامه هفت‌صبح نوشتم. سردبیر نیز بدون اینکه به من اطلاع‌ دهد، با دست بردن در بخش‌هایی، آن را منتشر کرد. حتی موقع چاپ این یادداشت هم اخلاق رسانه‌ای رعایت نشد، بعد می‌گن چرا تیتر زدی قورباغه هفت‌تیرکش شده.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی