چرا رسانهها بهتنهایی نمیتوانند افکارعمومی امروز جامعه ایران را از سرگشتگی نجات دهند؟
کسانی که اهل رسانه نیستند، آن را شبیه نیِ سحرآمیزی میدانند که با نواختنش میتوان افکارعمومی را مسخ و با خود همراه کرد. ولی حاکمانی که ادعای شناخت رسانه دارند، بیشتر آن را شبیه بوق میبینند که هر چه صدایش بلندتر، تاثیرش بیشتر. در حالی که امروزه کاملا مشخص شده برای تاثیرگذاری یک پیام باید عوامل جانبی بسیار زیادی را سنجید. عواملی که کنترل آن به این سادگی نیست. این عوامل در زمینه یا بافتاری عظیم به نام فرهنگ جای میگیرند. بافتار (Context) شرایط حول یک پیام است که میتواند شکل و موقعیت ارزشهای آن جامعه باشد. اینجاست که گذشته از پیام، مخاطب و شرایط مجرای ارتباطی بسیار اهمیت پیدا میکند.
معمولا کسانی که پیامها را میخواهند درون آمپول بریزند و به جامعه تزریق کنند، از این منظر به ارتباطات مینگرند. یعنی من پیامی مشخص (و البته درست و مثبتی) دارم و باید مراقب باشم و تمامی شرایط را بسنجم تا این پیام بیکم و کاست به شمای مخاطب برسد تا مناسبترین پسفرست را اعلام کنید و هرآنچه من میخواهم انجام دهید.