تحلیلهای ذوقزده را کنار بگذاریم
مطالعهای جامع و روشمند باید میزان تاثیر رسانههای اجتماعی در مشارکت سیاسی را تعیین کند
آمارهای مربوط به ارتباط فضای مجازی و انتخابات ریاستجمهوری بهطور یکسانی جالب و گمراهکننده است. 40 میلیون نفر در کشور به اینترنت وصلاند. 374 هزار و 678 کانال تلگرامی داریم. 27 هزار روستا به اینترنت پرسرعت متصلاند. پیام رئیس دولت اصلاحات را در دو کانال تلگرامی بیش از 10 میلیونبار دیدهاند. 360 هنرمند ویدئوی حمایت از روحانی منتشر کردهاند.
اینطور که محمد آقاسی، مدیرعامل موسسه افکارسنجی دانشجویان ایران(ایسپا) میگوید، پیامرسان تلگرام محبوبیتی 28 میلیونی نفری دارد. 55 درصد مردان و 51 درصد زنان عضو این پیامرسان هستند. اما با وجود این گستردگی دسترسی به فضای مجازی آیا باز هم میتوان از تلگرامیزه یا توییتری شدن انتخابات اخیر سخن گفت؟ آیا برنامکها و شبکههای مجازی عامل تعیینکننده در رایدهیاند یا تسهیلکننده ارتباط سیاسی؟
مشارکت سیاسی موبایلی
در دنیای رسانهای شده، ابزارهای ارتباطی از قدیم بیش از همه امور آغشته به سیاست بودهاند. وسایل نوین ارتباطی هم که پا به عرصه گذاشت، کنشهای سیاسی نیز رسانهایتر شد. برای نمونه نگاهی به این جدول بیندازید:
دورههای ریاستجمهوری در آمریکا و نحوه بهکارگیری رسانهها |
||
نمونهها |
ویژگی دوره |
دوره |
|
رسانههای سرگرمکننده و غیرسیاسی با ارتباطات انتخاباتی همساز شدند. کارزارهای شبکه وب در این دوره تازه کار خودش را شروع میکند. |
رسانههای
قدیم، سیاست جدید |
|
تکنولوژی اینترنت با ظرفیت ارتباط متعامل شکل جدیدی از کارزارهای انتخاباتی را پدید آورد |
رسانههای جدید و سیاست جدید(دوره اول) 1996 تا 2006 |
|
در این دوره کاربرد تکنولوژیهای دیجیتال برای استفاده در مبارزههای انتخاباتی گسترش مییابد. اطلاعات در این دوره با سرعت بیشتری به اشتراک گذاشته میشود و همچنین همکاریهای مجازی و شبکهای شکل میگیرد. |
رسانههای جدید، سیاست جدید(دوره دوم) 2008 تا 2010 |
(Owen,2014)
امروزه برنامکهای پیامرسانی چون واتساپ، ویچت و تلگرام روی بورساند. 15 جولای 2016 وبسایت بیزنساینسایدر، گزارشی را در پایگاه خود منتشر کرد که نشان میدهد، برنامکهای پیامرسان از شبکههای اجتماعی پیشی گرفتهاند. هرچند شرکتهای رسانهای، بیشتر مایلند روی شبکههای اجتماعی مجازی همچون توییتر و فیسبوک سرمایهگذاری کنند، ولی به نظر میرسد که در آینده با قدرتمندتر شدن سرورهای برنامکهای پیامرسان آنان بیش از پیش نظر سرمایهگذاران را به خود جلب کنند. ( McKitterick,2016)
در آمریکا حدود یک چهارم مردم از طریق تلفنهای همراه، اخبار انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 را دنبال کردهاند. همین امر سبب شد تا شبکههای خبری، سازمانهای مردمنهاد، کاندیداها و هواداران آنان شروع کنند به کار طراحی و برنامهنویسی برای برنامکهای مربوط به مباحث سیاسی و همچنین نسخههای موبایلی وبسایتهای انتخاباتی.
موضوع رسانههای موبایلی و مشارکت سیاسی در حوزه نظریههای ارتباطات سیار[1] دستهبندی میشود. برخی تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات(ICT) را مجرایی برای اطلاعات و شبیهسازی مشارکت در سیاست میدهند که میتواند شکافهای موجود در عرصه اطلاعرسانی رسانههای غالب[2] را پر کند. برخی دیگر نیز میگویند این شیوه مشارکت در فعالیتهای سیاسی هزینه چندانی ندارد و برای همین هم عده زیادی در آن شرکت دارند. (Martin,2014: 174)
در سال 2011 بیش از نیمی از صاحبان تلفنهای همراه از این وسیله برای دریافت خبر استفاده میکردند و این در حالی است که سال پیش این عدد 33 درصد بود و اکنون روز به روز نیز بر میزان آن افزوده میشود. این روند در کشورهای آسیایی و اروپایی نیز بسیار گسترش یافته است.(Martin,2015: 231) جیسون مارتین در سال 2015 طی مقالهای به این موضوع میپردازد که چهطور اخباری که از طریق رسانههای موبایل دریافت میشود در انتخابات تاثیر دارد. وی در این مقاله اطلاعات و آمار انتخابات پیشین ریاست جمهوری آمریکا را تحلیل ثانویه میکند و به این مسئله میپردازد که چهطور منافع و امتیازهای اجتماعی در شخصیسازی استفاده از اخبار روی رسانههای موبایل اهمیت دارد. این بررسی نشان میدهد که استفاده از اخبار و اطلاعات مربوط به رسانه موبایل در مشارکت سیاسی اهمیت دارد ولی همچنان اشکال مشارکت سنتی و آفلاین نیز در مشارکت سیاسی بسیار مهم است.
برخی پژوهشگران(Wiken,2008) معتقدند که حضور همهجایی رسانههای موبایل منجر به همگرایی ارتباطات، تحرک و فضای فیزیکی و روانی میشود و این امر میتواند روی مشارکت سیاسی آنلاین و آفلاین مردم موثر باشد. این امر سبب میشود تا بحثها راجع به یک موضوع سیاسی با سرعت بیشتری پیش رود. (Martin,2014: 182)
تسهیلگر یا عامل رایدهی؟
در واقع در عین حال که مطالعات محدودِ مربوط به تاثیر فضای مجازی بر مشارکت سیاسی بر اهمیت کنشهای آفلاین رایدهندگان تاکید میکنند و وسایل جدید ارتباطی را تسهیلگر میدانند، ولی گاهی ما در به کارگیری کلمات برای تحلیل وضعیت دچار نوعی ذوقزدگی میشویم.
حسین امامی ششم خرداد در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا با اشاره به تاثیر بسزای شبکههای اجتماعی بر انتخابات، مدعی شد:«اصلیترین بار کمپینهای انتخاباتی را رسانههای اجتماعی بر دوش کشیدند.» یا در بخش دیگری از این گفتوگو دکتر سلطانیفر میگوید:«همه این حضور پرشور را مدیون شبکههای اجتماعی هستیم.» سوال اینجاست که این ادعا بر چه اساسی مطرح میشود؟ آیا محتوای فضای مجازی نیز حالت مارپیچ سکوتگونه دارد و مثل صداوسیمای دو دهه پیش مدام صفهای طولانی را نشان میدهد که من بیننده فکر کنم همه دارند رای میدهند پس من هم عقب نمانم؟ یعنی این تحلیل بر اساس پژوهشی نظریهبنیان مطرح شده؟ یا اینکه این متخصصان در روند و پژوهشی استقرایی به این گزارهها رسیدهاند؟
البته بهطور کلی نمیتوان منکر تاثیر رسانهها شد. اصلا کار ما پژوهشگران حوزه ارتباطات گشتن پی همین است. ولی دقیق نمیدانیم که میزان تاثیر رسانهها در یک واقعه خاص چهقدر است؟ در واقع بهتر بود اساتید توضیح بیشتری میدادند که بر اساس کدام پژوهش روشمندی به این گزاره رسیدهاند. اینجاست که اگر آمارها مدام کش بیایند و بر اهمیت فضای مجازی تاکید کنند، باز هم نمیتوانیم بگوییم میزان تاثیرگذاری پیامرسانها و شبکههای مجازی در رایدهی افراد چهقدر بوده. چون عامل انسانی لزوما بر اساس آمارها عمل نمیکند.
وقتی مکلوهان میگوید:«رسانه همان پیام است» بهطور هوشمندانه دارد به جنبه فناوری فرهنگ رسانهها توجه میکند. اینکه مثلا تا وقتی اینترنت نبود ما خیلی از کارها را نمیتوانستیم انجام دهیم. به قول کاستلز«این به آن معنا نیست که اینترنت عـاملی تـعیینکننده است...جملهی"رسانه همان پیام است" بر پویایی ذاتـی فـناوری در خـلق حوزهی محدودیتها و امکانات تأکید میکند.»(رانتانن، 1389: 125)
وی در جای دیگر میگوید: رسـانههای الکترونیک اصلی، به شکلدهی فرامتنهای چند وضعیتی وابستهاند. امروز من میگویم"پیام همان رسـانه اسـت"؛ زیرا پیام پیشنهادی ما پیامی است که با انواع "میان رسانهها" امکانات تـعاملی مـتنوعی دارد و عـملا جریان پیامهای رسانهای و ارتباطی را تعیین میکند. به همین دلیل شما مجبورید به اهمیت فرامتن و تـعامل در اشـکال مختلف وسایل ارتباط جمعی پی ببرید. یعنی فقط نباید روی رسانه تاکید کرد باید به روابط و کنشهایی که رسانه در جامعه شکل میدهد نیز توجه کنیم. گاهی این کنشها رابطه مستقیمی با رسانه ندارند.
بازنده هم رسانه اجتماعی داشت
شاید بهتر باشد به جای اینکه از منظر برنده به این انتخابات نگاه کنیم، در جایگاه بازنده بنشینیم. نوید رجاییپور، از اعضای کمپین انتخاباتی دکتر روحانی در نشست «نقش فضای مجازی در کمپینهای انتخاباتی» دانشگاه تهران، ضمن ارائه آمارهایی از فضای مجازی و انتخابات گفت که 65 درصد از محتوای تولید شده در دوره انتخابات مربوط به اصولگرایان بوده است. ارتش سایبری اصولگرایان پرترافیکترین کانالها و ویدئوها را ساختهاند. کمپین این جناح نیز در اعداد و ارقام قویتر از کمپین روحانی بود. ولی چرا شکست خوردند؟ چرا ویدئوی حداد عادل باعث رای آوردن لیست اصولگرایان در شورای شهر نشد؟
از طرف دیگر، مثلا نگاهی بیندازیم به استان تهران. مگر در شهرهای کوچک این استان موبایلهای هوشمند وجود ندارد؟ پس چرا در پاکدشت رئیسی 51 به 43 جلوتر از روحانی است؟ البته در شمیرانات 77 به 19 روحانی جلو افتاده. آیا پیامهای تلگرامی در این دو منطقه تفاوتی داشته است؟ ما هنوز نمیدانیم که دقیقا چرا مردم شهرهای کوچک به رئیسی رای دادهاند. اگر محرومان حامی رئیسی بودهاند، پس چرا روحانی در سیستان و بلوچستان رای بالایی دارد؟ حتما درباره دلایل این امر میتوان حدسهای قریب به یقینی آورد، ولی نکته اینجاست که ما هنوز مطالعه جامع و دقیقی در این باره انجام ندادهایم(یا حداقل نگارنده از آن بیخبر است).
رسانههای اجتماعی و پیامرسانها تسهیلگر ارتباط کمپینهای انتخاباتی بودند، ولی نمیدانیم پیامهایی که فرستادهاند در شمیرانات چگونه تفسیر شده و در پاکدشت چگونه. از آن مهمتر نمیدانیم که آیا این تسهیلگری تاثیری در چرخش رایها از یک نامزد به نامزد دیگر شده است یا نه. مثلا کسی که از عملکرد اقتصادی دولت ناراضی است و میخواهد روحانی نباشد با دیدن تتلو کنار رئیسی، به روحانی رای میدهد؟ برای رایهای خاکستری تفاوتی بین تتلو و شجریان هست؟ پاسخ این است که دقیق نمیدانیم.
بنابراین بهتر است تا زمانی که مطالعهای جامع و روشمند در این باره انجام ندادهایم، از کلماتی مثل اصلیترین، موثرترین بپرهیزیم و تصمیم پیچیده رایدهی را فقط به یک برنامک اطلاعرسان محدود نکنیم.
منابع:
- رانتانن، ترهی (1389) «پیام همان رسانه است؛ مصاحبه با مانوئل کاستلز»، ترجمه حبیب راثی تهرانی، کتاب ماه علوم اجتماعی، مهرماه، صفحههای 121 تا 129
- Martin, Jason A. (2014)"Mobile media and political participation: Defining and developing an emerging field" Mobile Media & Communication, Vol. 2(2) 173–195
- Martin, Jason A. (2015) "Mobile news use and participation in elections: A bridge for the democratic divide?" Mobile Media & Communication, Vol. 3(2) 230–249
- McKitterick Will (2016) “Messaging apps are now bigger than social networks” BI Intelligence, http://www.businessinsider.com/the-messaging-app-report-2015-11
- Owen, Diana (2014) “New Media and Political Campaigns” The Oxford Handbook of Political Communication, Edited by Kate Kenski and Kathleen Hall Jamieson www.oxfordhandbooks.com