شاکر: سواد رسانهای، رسانهستیز نیست
شفقنا رسانه- علی شاکر با انتقاد از محتوای کتاب «تفکر و سواد رسانهای» برای پایه دهم گفت: سواد رسانهای رسانهستیز نیست، همچنین این سواد نمیگوید نگاه نکن، بلکه میگوید با دقت و انتقاد نگاه کن.
مروری بر نقدها و پاسخها
به گزارش شفقنا رسانه، شاکر، دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در ابتدای صحبتهای خود با مروری بر انتقادات مطرح شده دربارهی کتاب «تفکر و سواد رسانهای پایه دهم» گفت: اول این که اساتید و پژوهشگران ارتباطات در نگارش نقشی نداشتند- 3 نفر مهندس، برنامهریزی درسی، الهیات وحقوق و یک نفر گرافیست که دانشجوی دکتری است. انتقاد دیگر، عجله در نگارش این کتاب است. همچنین پیشنیاز این کتاب، ارتباطات انسانی و آموزشهای پایهای است.
او ادامه داد: نقد دیگر این که بخشی از این کتاب مربوط به جزوههایی است که پیش از این مؤلفان کتاب آن را تدوین کردهاند و در برخی مدارس مذهبی تدریس میشود مثل مجموعه «بیدار باش» آقای دکتر موذن. همچنین درسها سیری منطقی و منسجم ندارد.
این دانشجوی ارتباطات با مرور نظرهای مطرح شدهی موافقان کتاب در پاسخ به این نقدها بیان کرد: گفته شد انتشار این کتاب با هر کم و کاستی اتفاقی مبارک است که شخصا این پاسخ را قبول ندارم. پاسخ دیگر هواداران این کتاب این است که مباحث کتاب حافظه محور نیست، بلکه تفکر محور است. میگویند نقدها به این کتاب شخصی شدهاند و مولفان همه در زمینه خود صاحب تجربهاند. همچنین دربارهی این که چرا از اساتید دانشگاهی کمک نگرفتهاید، میگویند دانشگاهیان الزاما قادر به نوشتن کتاب درسی برای دانشآموزان نیستند.
سواد رسانهای رسانهستیز نیست
این پژوهشگر با اشاره به محورهای نقد خود به کتاب «تفکر و سواد رسانهای» گفت: یک- سواد رسانهای با رسانهستیزی جایگزین شده است. دو- اشکالها و تناقضهای علمی موجود در این کتاب است. سه- کتاب سختفهم و مباحث آن تخصصی است. به عنوان دانشجوی ارتباطات بسیاری از سوالها و مباحث را نمیتوانم پاسخ دهم. چهار- چه کسی قرار است این کتاب را تدریس کند و در مرحلهی مهمتر مخاطب این کتاب کیست؟
او تصریح کرد: سواد رسانهای رسانهستیز نیست. همچنین این سواد نمیگوید نگاه نکن، بلکه میگوید با دقت و انتقاد نگاه کن. متأسفانه در این کتاب مدام این جمله تکرار شده که رسانهها به ما دروغ میگویند یا رسانهها را عامل جنگ میداند.
شاکر ادامه داد: فارغ از عکسها و متنها ادبیات این کتاب به شدت رسانه هراسانه بوده است و مدام مخاطب را میترساند. از طرفی دیگر پیش گفتار این کتاب گویی از یک پایاننامه برداشته شده است. اما یک اتفاق خوب این است که همراه کتاب یک سری فیلم آموزشی وجود دارد اما فیلمهای آموزشی هم رویکرد هراسآمیز دارند و به نظرم زیرنویس و سانسور موجود در این فیلمها نوعی پارازیت محسوب میشود.
کتاب نیاز به پیش زمینهی ارتباطات انسانی دارد
او با طرح پرسشی دربارهی نحوهی تدریس این کتاب گفت: از طرفی دیگر قرار است چه کسی راجع به این فیلمها صحبت کند؟ جواب می دهند معلمان پرورشی این مباحث را آموزش میدهند. شخصا در برابر این پاسخ سکوت میکنم. بنده با احترامی که برای تمامی معلمهای پرورشی قائل هستم، باید بگویم آنها واقعا نمیتوانند این مباحث را تدریس و مدیریت کنند.
شاکر در ادامهی انتقادات خود بیان کرد: در بخشی دیگر از کتاب، جریان آموزش را با رسانه جمعی شروع میکنند و وقتی راجع به ارتباط صحبت میکنند سراغ رسانه جمعی میروند. آیا رسانهها فقط شامل رسانههای جمعی میشوند؟ به همین دلیل این نقد مطرح میشود که کتاب نیاز به یک پیش زمینهی ارتباطات انسانی دارد. همچنین در تعریف رسانه گفته شده، ابزاری است که معنا را انتقال میدهد؟ آیا واقعا رسانه چنین تعریفی دارد؟ یا به قول برن لوند معنا نزد مخاطب است.
این پژوهشگر با انتقاد از بخش دیگری از کتاب گفت: یکی از شاهکارها این است که میگوید پیام، همبرگری است و همبرگر استعارهای برای فهم متن، زیرمتن و فرامتن است. در اینجا نان بالای همبرگر فرامتن، و نان زیرین، زیر متن و گوشت به عنوان متن در نظر گرفته شده است. خب مسلما در آن سن برای دانشآموز گوشت مهمتر است. واقعا فرامتن را نمیفهمم و نمیدانم ترجمه چه واژهای است. وقتی کتاب را میخوانید متوجه میشوید که منظور از زیر متن آن، معنایی ضمنی است و به نظر میرسد منظورشان از فرامتن فرهنگ و مناسبات است.
تأکید بیش از حد بر جنبههای منفی رسانه
شاکر ادامه داد: شاید هم منظور از فرا متن متاتکست(Metatext) از نظر مارسل دانسی بوده است. ولی تعریف مطرح شده در کتاب از فرامتن بسیار گیج کننده است. یا در جایی دیگر نویسندگان میگویند فرامتن «خارج از متن و درون پیام است». این جمله یعنی چه؟
او تأکید کرد: عجله در نگارش کتاب، نبود پیشزمینه فکری و تحصیلی در میان دانشآموزان، بیدقتی در تشریح بحثها، تأکید بیش از حد بر جنبههای منفی رسانه و سختنگاری مطالب باعث شده تا بحثی تخصصی مثل سواد رسانهای تبدیل به زنگ تفریح دانشآموزان شود.
این پژوهشگر گفت: در بخش دیگری از کتاب به پنجگانه سواد رسانهای اشاره شده است. یکی از آنها فرهنگ است ولی توضیحی در متن دربارهی فرهنگ گفته نشده است و به جای آن از هدف و انگیزه صحبت میکند. مشکل زمانی حادتر میشود که نویسندگان در گفتوگوهای کلاسی انتظار دارند دانشآموزان لایههای سهگانه پیام را از چنین مثالهایی استخراج کنند: «سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند؟»
او ادامه داد: یا در کار کلاسی از دانشآموز میخواهند پیرنگ فیلمنامه فیلمی را در بیارود که در خانه دیده است. مگر درآوردن پیرنگ به همین آسانی است؟
شاکر با طرح پرسشی دربارهی پیوند بین روزنامه نگاری صلح و سواد رسانهای گفت: در هر دو نگاه انتقادی نسبت به رسانه اهمیت دارد. من در زمینهی روزنامهنگاری صلح کار کردهام و امیر یزدیان در زمینهی سواد رسانهای و آنچه به عنوان حلقهی پیوند این مباحث پیدا کردهایم روزنامهنگاری شهروندی است. هر چند خیلی از رسانهها بر ارزش تضاد و برخورد بسیار تأکید دارند.
نشست تخصصی «سواد رسانهای در گذر تاریخ ایران دیروز، امروز، فردا» با حضور یونس شکرخواه، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و سردبیر همشهری آنلاین؛ حسن نمک دوست تهرانی، دکترای ارتباطات و مدیر آموزش و پژوهش همشهری؛ علی شاکر، دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه علامهطباطبایی و بهاره نصیری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها برگزار شد.