چرا کمپین نخریدن نمیتوان موفق باشد؟
حتما که همه ما از گرانی و وضع بد اقتصادی شاکی هستیم. از هر گونه اقدامی هم که منجر به کاهش بحران شود استقبال میکنیم. از علی کریمی و کارزار نخریدن برای ارزان شدن نیز ممنونیم ولی فقط برای این کارزار لایک میزنیم. لایک زدن هیچ هزینهای ندارد. این است که ما مبارزانی سستکوش و البته در فضای مجازی بسیار پرهیاهوییم. به دیگران میگوییم نخرید ولی خودمان از زیر لحاف روزمرگیها جم نمیخوریم. این طبیعت مبارزه از طریق هشتگ و لایک است.
کریمی اقتصاددان نیست ولی عجیب است که گاهی برخی اقتصاددانها و بهاصطلاح آدمحسابیهای آکادمیک بر موج پرخروش پوپولیسم سوار و همراه این کارزارها میشوند. در حالی که خوب میدانند چهار مولفه در شکلگیری یک رفتار نقش اساسی ایفا میکند. اول «آگاهی» است. در اینجا نیاز نیست که کسی اطلاعرسانی کند. تورم بهروشنی خودش را در هر خرید روزانه نشان میدهد. بله ما از این وضع راضی نیستیم ولی این آگاهی کافی نیست.
دوم «برآورد یا ارزیابی» است. ارزیابی من از شرکت در این کمپین چیست؟ اگر من نخرم همسایهام نیز نمیخرد؟ «دیدید که نخریدیم و 50 تا پولدار رفتند کلی سکه خریدند و روی هر سکه یک میلیون تومان سود بردند.» با این ارزیابی بدبینانه آیا کمپین نخریدن میتواند موفق باشد؟ مولفه سوم «ربط» است. چه چیزی را نباید بخریم؟ با دارو و مواد غذایی چه کنیم؟ من اگر مواد غذایی نخرم، قیمت ماشین 250 میلیون تومانی پایین میآید؟ خب بیاید به گرسنگی من چه ربطی دارد؟ اگر من نخرم چقدر به نفع من میشود؟ چقدر به سود سرمایهداران؟ بنز S500 شش میلیاردی 60 میلیارد تومان هم بشود، به من «ربطی» ندارد؛ چون لَنگ 600 هزار تومانم. مولفه چهارم «تمایز» است. تفاوت این کمپین با کارزاری که از مردم میخواست خودروی ایرانی گران نخرند چیست؟ یادتان هست که با وامهای بلندمدت مردم برای پراید 20 میلیون تومانی صف کشیدند؟ چه تضمینی هست که این کمپین با کارزارهای پیشین متفاوت باشد؟ دغدغهمندی کریمی عزیز، قابل احترام است. ولی تا زمانی که نتوانیم بهتدریج سرمایه اجتماعی از دست رفته را کمی بهبود ببخشیم و اعتماد اجتماعی را ارتقا دهیم، چنین کمپینهایی تنها به درد لایک زدن میخورد.